تفاوت رحمت و قیامت
-
تاریخ: 1397/11/6 ساعت: 20:39
تفاوت رجعت با قیامت چیست؟! رجعت و قیامت دو تا حادثه جدا از هم هستند. اما نه به آن معنی که هیچ ارتباطی با هم نداشته باشند. در حادثه رجعت به طوری که گروهی از انسان ها زنده می شوند و زندگی دنیوی آن ها اد
همراهم رضا
-
تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 11:36
دیشب مادرخانمم به مطلبی اشاره کرد مه شرمندگی من چند برابر شد و اون این بود که من زمانیکه کیش بستری بودم و رضا همش کیش بود بعضی وقتها برا خواب می رفت مسجد امام حسن منطقه صدف کیش من پرسیدم چرا پس خونه ما نمی رفت گفت جای خالی تو رو نمیتونست ییینه + نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۶ساعت 20:48  توس...
آنچه از تصادفم فهمیدم
-
تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 11:36
پس از تصادفم 29 مرداد 95 در جزیره کیش و رفتن به کما حدود یک ماه مطالبی برام روشنتر شد گفتم بگم تا شما هم بدونید در مورد خدا هستش و اون دنیا .. ایتکه باید به قکر نامه اعمالمون باشیم چون وقتی مردیم اون نامه اعمال هستش که به دادمون میرسه و کس یا چیز دیگ
مسافرتم به تهران جهت زایمان بچه دوم
-
تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 11:36
با همسرم تصمیم گرفتیم برای تولد فرزند دوم هم مثل پسر اولم به تهران برم البته برا تولد کسری به تهران رفتم به دلیل دو مشکل که هنوز بود اولی تو شناسنامه مینوشتن شهرستان بندرلنگه بخش کیش و دومیش مشکلات پزشکی کیش پس به پزشک زنان مراجعه کردم ببینم تا چه رو
مسافرتم به تهران جهت زایمان
-
تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 11:36
با همسرم تصمیم گرفتیم برای تولد فرزند دوم هم مثل پسر اولم به تهران برم البته برا تولد کسری به تهران رفتم به دلیل دو مشکل که هنوز بود اولی تو شناسنامه مینوشتن شهرستان بندرلنگه بخش کیش و دومیش مشکلات پزشکی کیش پس به پزشک زنان مراجعه کردم ببینم تا چه رو
شروع ماجرا
-
تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 11:36
ندا و سیامک و پسر بزرگشان، که ساکن جزیزه زیبای کیش بودند، شهریورماه منتظر اومدن عضو جدید خانواده اشان بودند. (پوریا قوقولی) باتوجه به اینکه ما حداقل نقشی که در تولد فرزندانمان داریم آنهم تعیین نقطه تولیدایشان است، خانواده نداوسیامک تصمیم گرفتند به پو
سفر به کیش به اتفاق مامان فرح
-
تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 11:36
... به محض اینکه بابامهدی تماس گرفت، هیچ راهی جز رفتن به کیش به ذهنم نمیرسید. اما قبل از رفتن چندتا مشکل کوچک داشتیم. یکی اینکه به لحاظ قانونی اصلن کسی منو در برابر سیامک به رسمیت نمیشناخت پس اگر نیاز به اقدامی و یا تصمیمی بود طبیعتن کاری از دستم برن
دیدار با قیافه آشناهای غریبه
-
تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 11:36
در رفیده کسایی از کنارم رد میشدن و کلی سلام علیک می کردن و همشون میگفتن آقا سیامک چقدر بهتر شدی ولی من خیلیاشونو نمیشناختم و فقط میخندیدم تا اینکه از این وضعیت خسته شدم و موضوع را به برادر خانمم گفتم و گفت تو اگه روز اول خودتو میدید ی حتما خودت هم همین نظرو داشتی پس ترجیح دادم عکسوفیلمهای قبلیمو ببی...
سوراخ لوله ها روی بدنم
-
تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 11:36
همیشه چشمم به سوراخ کنار نافم میافتاد اگه کسی کنارم بود نشونش میدادم و میخندیدم تا یه بار به برادر خانمم نشون دادم و به من گفت از گلوت هم یه لوله رد شده بود خدا رو شکر جایش نمونده . صبح فردا رفیده بودیم که پسری رد شد و گلوش خیلی بد حور جای لوله مونده بود و رنگ پوستی که در یک دایره به شعاع یک سانتی م...
غزلیات حافظ
-
تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 11:36
غزلیات حافظ را خیلی دوست دارم خصوصا این غول رو شاید به خاطر اینکه خانم شکیلا اونو خیلی زیبا خونده سراسر آتش و احساس سردیست فقط بیمار عشق داند چه دردیست شفق سرخی گرفته از دلم وگرنه گونه هایم رو به زردیست + نوشته شده در پنجشنبه چهارم آبان ۱۳۹۶ساعت 8:48  توسط سیامک |